|
حال ما خوب است...اما تو باور نکن!!!
|
به نام آزادي
اينجانب سيما حقيقت مهلباني فرزند اسمعيل به شماره شناسنامه 5287 صادر از تهران متولد 1340 در سال 1383 پس از 24 سال محروميت از حضور در گزينش در دانشگاه هاي ايران و محروميت از تحصيل صرفا به خاطر اعتقاد به ديانت بهايي در آزمون سراسري شرکت کردم و از آن جائيکه همسرم در حين خدمت سربازي و دفاع از ميهن به اسارت نيروهاي عراقي در آمد و آزاد شده بود و از ايثارگران به حساب مي آمد از سهميه ايثارگران استفاده نمودم و در رشته علوم انساني و زبان هاي خارجي امتحان دادم .حين اعلان نتايج متوجه شدم که در رشته ي زبان ها رتبه ي اول و در رشته ي علوم انساني رتبه ي هشتم را احراز نمودم . اما در کارنامه اي که در اختيارم قرار دادند با آنکه در فرم ثبت نام ستون مذهب نداشت مذهب رابراي من اسلام قيد نموده بودند . ضمن مراجعاتي که به مسئولين گرديد اعلان نمودند که اسلام قيد شده در کارنامه نمايانگر نوع امتحان معارف است . لذا من هم با اندکي فاصله از ساير دانشجويان انتخاب رشته کردم و به علت رتبه ي بالا مطمئن بودم که قطعا بايد در اولين انتخاب پذيرفته شده باشم . ولي در هيچ رشته و هيچ دانشگاهي پذيرفته نشدم .!!!
علي رغم مراجعه به سازمان سنجش و تقديم نامه اعتراض پاسخي داده نشد و ظاهرا موضوع مورد رسيدگي قرار نگرفت . و اينجانب با داشتن رتبه اول در رشته زبان ها و رتبه هشتم در انساني صرفا به خاطر اعتقاد به ديانت بهايي از تحصيل در دانشگاه همچون 24 سال قبل از آن اما به شکل ديگر محروم شدم .
سال 1384 مجددا در کنکور سراسري در رشته زبان ها بدون استفاده از سهميه ايثارگران شرکت کردم و اين بار هم پس از کسب رتبه ي بالا در رشته زبا ن ها و مجاز به انتخاب رشته بودن به دليل برخورد سازمان سنجش با دانشجويان بهايي هيچ کس در دانشگاه ها ثبت نام نکرد .
سال 1386 بار ديگر در کنکور سراسري شرکت کردم و پس از صدور کارت که خود نشانگر صحت و کامل بودن مدارک ارائه شده بود پس از شرکت در جلسه ي امتحان و زمان اعلام نتايج با نقص پرونده روبرو شدم و برايم نقص پرونده اعلان کردند و کارنامه برايم صادر نشد. پس از آن مراجعاتي به مسئولين و سازمان سنجش داشتم که اين مراجعات همچنان بي فايده بود و نتيجه اي از آن حاصل نگرديد و من همچون سال هاي گذشته همراه با ديگر بهاييان از تحصيل در دانشگاه ها فقط و فقط به خاطر اعتقاد به ديانت بهايي محروم شديم
لینک خبر:
به نام آزادی
پيشتر در طي اطلاعيه مطبوعاتي شماره 1067-87 مورخه 10/7/87 اعلام گرديد ، جان هفده زنداني سياسي و عقيدتي در معرض خطر است ، اين افراد به نامهاي "احسان توپوز ، مراد ديار ، علي احمد سليمان ، مصطفي علي احمد ، بلال چي لي گر ، نهاد تونجهر ، عمر چاپراز ، جمهور ازگوچ ، يوسف اتساز ، سهند علي محمدي ، بخشعلي محمدي،عبادالله قاسم زاده ، مهدي قاسم زاده ، يونس آقايان ، خليل مصطفي رجب و هدايت غزالي " بطور متفاوت از حدود 14 تا 40 روز است که در اعتصاب غذا به سر مي برند. علاوه بر اين افراد ، زندانيان ديگري همچون شمس الله شادي ، هوشنگ بادوزاده ، صباح نصري و متين ارجان نيز کماکان در اعتصاب غذا به سر مي برند.
15تن از زندانيان مذکور در سلولهاي انفرادي زندان اروميه به سر مي برند و 11 تن از آنان اتباع خارجي محسوب ميگردند که از داشتن بستگان درجه اول در ايران و همچنين وکيل مدافع محروم مي باشند.
اين مجموعه عليرغم خواستهاي متفاوت اين افراد ، درخواستهاي آنان را که در مورد رفتار قانوني با زندانيان و همچنين عدم توهين به مقدسات و شفاف سازي پرونده هاي آنان (5 زنداني اهل حق اروميه) مي باشد خواستهايي قانوني و صحيح ميداند و مجدداً حمايت خود را از درخواست اين زندانيان اعلام ميدارد.
وضعيت جسمي نگران کننده اين افراد ، شرايط نگهداري آنان در سلولهاي انفرادي و غيربهداشتي زندان اروميه و همچنين وضعيت به شدت نگران کننده زندانيان داراي تابعيتهاي غير ايراني که از داشتن وکيل و ارتباط با خانواده محروم مي باشند ما را بر آن داشت تا با اعلام يکروز اعتصاب غذاي اعضاي "مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران" و دعوت از ساير گروهها و نهادها و سازمانهاي مدافع حقوق بشر براي همراهي در روز يکشنبه مورخه 14 مهرماه 1387 در اين برنامه نگراني خود را از در خطر بودن جان آنان اعلام داشته و با حمايت خود را از اين زندانيان ، بدينوسيله اعتراض خود را نسبت به بي توجهي مسئولين مربوطه و عدم ارائه خدمات پزشکي به آنان اعلام نمائيم.
اين مجموعه اعتصاب غذا را عملي مورد تائيد نمي داند چرا که با سلامتي و جان فرد اعتصاب کننده پيوسته است اما نظر به محدوديت زماني در نظر گرفته شده (يک روزه) و شرايط به شدت نگران کننده زندانيان اعتصابي برنامه يک روزه اعتصاب غذاي خود را به انجام خواهيم رسانيد.
اميد است با همراهي و حمايت ساير نهادها و مدافعان حقوق بشر در اين روز اقدامي موثر براي نجات جان اين افراد ، خارج نمودن 15 زنداني از سلولهاي انفرادي ، بهره مندي آنان از خدمات پزشکي و مجاب نمودن مسئولين مربوطه براي توجه به خواستهاي قانوني آنان صورت پذيرد
لینک خبر:
به نام آزادی
صدور احکام اداري و دستگيري فعالين صنفي و اجتماعي توسط ارگانهاي انتظامي و امنيتي جمهوري اسلامي ايران همچنان به ميزان نگران کننده اي در جريان است ، آخرين نمونه اين برخوردها دستگيري دهها معلم و فعال صنفي در شهر تهران بود که قصد برگزاري مراسم روزجهاني معلم (5 اکتبر) را داشته اند.
همچنين فرزاد کمانگر معلم و فعال حقوق بشر پس از دوسال از زمان بازداشت اکنون در بند امنيتي 209 زندان اوين نگهداري ميشود ، حکم اعدام او به تائيد نهايي ديوان عالي کشور رسيده است . وکيل ، مطلعين و جوامع حقوق بشر يکصدا بر مستند نبودن اتهامات وي ، شکنجه و ناعادلانه بودن حکم اعدام وي تاکيد نموده اند.
با توجه به شرايط حاکم بر معلمان در ايران و با توجه به اينکه با وجود اعتراضات گسترده داخلي و بين المللي به احکام صادره بر عليه معلمان و خصوصا حکم اعدام فرزاد کمانگر ، دستگاه اداري و قضائي جمهوري اسلامي تاکنون حاضر به لغو اين احکام نگرديده و احکام جديدي را نيز صادر نموده است ، لذا اين مجموعه از تمامي فعالان صنفي و فعالان حقوق بشر تقاضا دارد تا با حمايت گسترده و بي دريغ خود در روز جهاني معلم (روز 5 اکتبر برابر با 14 مهرماه) از معلمان و فرهنگيان ايران بالاخص معلم محکوم به اعدام ، فرزاد کمانگر حمايت نموده و در جهت جلب گسترده توجه افکار عمومي در سطح داخلي و بين المللي براي لغو احکام ناعادلانه فوق گام بردارند.
دبيرخانه مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران
تهران / 11 مهرماه 1387 برابر 2 اکتبر 2008
لینک خبر:
مهرگان بر همه ی ایرانیان خجسته باد

جشنها و آئينهاي باشكوه ايران با مفاهيم عميق ، مسيري سه هزار ساله پيموده اند تا به ما برسند ، از اين ميان برخي از اين آئينها مانند : عيد نوروز ، سيزده بدر و شب يلدا ، هنوز توسط عموم ايرانيان برگزار مي گردد ، و برخي مانند : جشن سده و جشن مهرگان توسط زرتشتيان مقيم ايران و ديگر كشورها برگزار مي گردد ، و متاسفانه تعدادي از اين جشنها در پيچ و خم تاريخ به گرداب فراموشي افكنده شده اند . پس بر ماست تا با احياي آئين نياكان خود به هدف اصلي اين جشنها كه اتحاد و همبستگي ملي مي باشد دست يابيم
کوتاه درباره ی جشن مهرگان:
مهر به چم (معناي) دوستي و پيمان است، پس بيراه نيست كه جشن مهرگان نيز در شمار جشنهاي والا و پرارجي همچون نوروز و سده بوده است همچنان نيز ارزش و شكوه خود را دارد. و برگزاري آن از دير و دور در شمار شايستهها و بايستهها بوده است...
به ادامه مطلب رجوع کنید
به نام آزادی
به سورنا هاشمي، بهرام واحدي و عليرضا فيروزي دانشجويان دانشگاه زنجان اجازه انتخاب واحد داده نشد. پيش از اين نيز سورنا هاشمي و بهرام واحدي مدتي را در بازداشت به سر بردند و عليرضا فيروزي نيز به دادگاه زنجان احضار شده بود.
به سورنا هاشمي و بهرام واحدي در مدت زمان بازداشت نيز نامه ي کميته ي انضباطي براي پاسخگويي در رابطه با ورود به دفتر معاون خاطي دانشگاه، دکتر حسن مددي ارائه شده بود و خواسته شده بود ظرف مدت سه روز دفاعيه خود را کتبي به کميته انضباطي دانشگاه ارائه دهند. اما هيچ نامه يا درخواستي مبني بر حضور و يا حکم آموزشي يا انضباطي به اين افراد ابلاغ نشده است.
اين در حالي است که در توافق نامه پايانی تحصن خرداد ماه سال جاري دانشگاه زنجان، رياست دانشگاه و نماينده شهر زنجان در مجلس شوراي اسلامي متعهد شده بودند هيچ برخورد آموزشي و انضباطي با دانشجويان مرتبط با تحصن صورت نگيرد.
متن نامه کميته انضباطي که به سورنا هاشمي و بهرام واحدي در زندان ابلاغ شده است به قرار زير است:
براساس گزارش واصله و شکايت خانم سيمين نجار تبريزي(همسر دکتر ممدي) ازشما در خصوص اتهام ذيل لازم است ضمن توضيح مشروح کامل واقعه 25/3/87 دفاعيه خود را به طور مکتوب تنظيم و ظرف مدت 3 روز پس از دريافت نامه به دبيرخانه کميته انضباطي بدوي دانشجويان دانشگاه زنجان ارسال يا تحويل نماييد.
موارد اتهام: يکي از عوامل اصلي طراحي، اجرا و انتشار واقعه غير اخلاقي 25/3/87 در دانشگاه
مجموع فعالان حقوق بشر در ایران
لینک خبر:
به نام آزادی

عليرغم تاکيد تشکلات مدافع حقوق بشر مبني بر وضعيت وخيم آيت الله بروجردي و همچنين تائيد پزشک ايشان مبني بر نياز فوري و مبرم ايشان به مداوا ، وزارت اطلاعات آيت الله بروجردي را از قريب الوقوع بودن حکم تبعيد خود مطلع نمود.
نيروهاي امنيتي ضمن تهديد آيت الله بروجردي مبني بر اقدام براي حذف فيزيکي ايشان ، گفته هاي خود مبني بر توقف حکم تبعيد ايشان را زير پا گذاشته و به آقاي بروجردي اطلاع داده اند که به همراه 4 تن از ياران خود به زودي به مکانهاي از قبل مشخص شده تبعيد خواهند گرديد ،
در صورت اجراي احکام تبعيد ، آقاي بروجردي 10 سال تبعيد به زندان يزد ، مسعود سماواتيان، 5 سال تبعيد به زندان خرم آباد ، عليرضا منتظرصاحب 4 سال تبعيد به زندان كرمانشاه ، حبيب قوتي 4 سال تبعيد به زندان همدان ، مجيد الستي 4 سال تبعيد به زندان زنجان خواهند شد.
شايان ذکر است نيروهاي امنيتي در پاسخ به اعتراض آيت الله بروجردي ، عدم همکاري و مصاحبه تلويزيوني اخير ايشان را دليل اجراي احکام تبعيد برخلاف وعده هاي داده شده سابق عنوان نموده اند.
مجموع فعالان حقوق بشر در ایران
تاريخ :1/7/87
شماره :1043-87
لینکهای مرتبط:
فیلمی از حمله به منزل آیت الله بروجردی
نامه ی مهم آیت الله سید حسین کاظمینی بروجردی به مردم تهران
صبح روز گذشته چهار جوان محروم از تحصيل شده بهايي به نامهاي آرمين رحماني ، صميم پزشکي ، نويد خانجاني و حسام ميثاقي براي پيگيري موضوعاتي چون اخراج از دانشگاه ، عدم اجازه ورود به دانشگاه و محروميت از تحصيل خود به صرف داشتن ديانت بهايي به دفتر حجت الاسلام رهبر نماينده مردم اصفهان در مجلس شوراي اسلامي مراجعه نمودند.
اين جوانان پس از پيگيريهاي مستمر اما بي پاسخ از سازمان سنجش و وزارت علوم حمايت پيشين اين نماينده مجلس که از اعضاي کميسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي و همچنين امام جمعه موقت اصفهان نيز ميباشد را نقطعه عطفي براي پيگيري مطالبات حقه خود در خصوص حق تحصيل ارزيابي نموده بودند.
در ابتداي حضور اين دانشجويان محروم از تحصيل در دفتر نماينده مذکور ، فرد لباس شخصي که گويا از نيروهاي امنيتي مي باشد به نام "قندي" پيشتر عنوان نموده بود که دستوري آمده است مبني بر عدم دخالت آقاي رهبر در موضوع حق تحصيل اين دانشجويان ، پس از حضور اين جوانان در دفتر مذکور نيروي امنيتي مذکور حاضر در محل ضمن تهديد اين افراد خواهان ترک دفتر از سوي جوانان بهايي شد ، لازم به توضيح است آقاي رهبر نيز در پاسخ کوتاه و اوليه به اين دانشجويان عدم توان خود براي ورود و پيگيري موضوع مذکور را عنوان داشته بودند.
اما معترضين خواهان گفتگو با نماينده مجلس و مطرح نمودن حق تحصيل بهائيان در مجلس شوراي اسلامي بودند که با توجه به قوانين ، قانوني ترين راه پيگيري مطالبات حقه آنان محسوب ميگرديد ، انتظار براي ملاقات با آقاي رهبر و اصرار نيروي امنيتي مذکور و تهديد دانشجويان براي ترک دفتر باعث برخورد خشن با آنان گرديد.
نيروي امنيتي مستقر در دفتر که تلاش زيادي براي اخراج دانشجويان پيگير از دفتر نماينده مجلس نموده بود با فراخواندن نيروهاي نظامي و لباس شخصي که تماماً مسلح به سلاح گرم بودند در دفتر نماينده مجلس ، با بستن درب و پنجره ها و بيرون نمودن ساير مراجعه کنندگان و به صف نمودن چهار جوان مذکور اقدام به فضا سازي و تهديد و برخورد خشن با آنان نمودند .
در اين اثنا آقاي رهبر امام جمعه و نماينده مجلس مردم اصفهان در شوراي اسلامي از اتاق کار خود خارج و ضمن اعلام مجدد مبني بر عدم توان خود براي پيگيري خواسته بر حق دانشجويان مذکور که تماما از نمرات و رتبه هاي بالاي تحصيلي نيز برخوردار بودند ، وساطت نمود تا افراد مذکور از محل خارج و نيروهاي امنيتي از برخورد بيشتر با آنان خودداري نمايند .
چهار جوان محروم شده از تحصيل که براي پيگيري مطالبات خود چشم اميد به نماينده مجلس و اجراي قوانين و حتي برخوردي بر اساس حقوق انساني و شهروندي خود داشتند ، با ديدن نيروهاي سلاح به دست ناچار به ترک محل گرديدند. تا در سال جديد تحصيلي عليرغم داشتن کارنامه ها و رتبه هاي درخشان تحصيلي همچنان محروم از حق تحصيل بمانند.
مجموع فعالان حقوق بشر در ایران
لینک خبر: http://www.hrairan.com/Archive_87/1044.html
پس از تخريب مدرسه اهل سنت در عظيم آباد زابل در هفته گذشته و آغاز اعتراضات مردمي ، نيروهاي امنيتي اقدام به بازداشت تعدادي از معترضين و مردم زاهدان نمودند ، از تعداد دستگير شدگان که دهها تن تخمين زده ميشود اطلاعات دقيقي در دست نيست .
اسامي مستند گشته بازداشت شده به قرار ذيل است :
1- نورمحمد شه بخش
2- عبدالرحمن شه بخش
3- عبدالکريم شه بخش
4- عزيزالله نارويي
5- عبدالقادر نارويي
دستگير شدگان پس از بازداشت در اماکن مختلف به نقاط نامعلومي منتقل گرديدند و پيگيري خانواده و بستگان براي کسب اطلاع از سرنوشت آنان تاکنون نتيجه اي در بر نداشته است .
گزارش گرديده است پس از تخريب مدرسه اهل سنت توسط نيروهاي نظامي در منطقه عظيم آباد زابل جو منطقه متشنج است .
لینک خبر:
http://www.hrairan.com/Archive_87/1034.html
و
دستگيري دو فعال سياسي کرد: http://www.hrairan.com/Archive_87/1037.html
مجموع فعالان حقوق بشر در ایران
بیانیه دانشجویان و دانش آموختگان لیبرال دانشگاههای تهران در حمایت از دانشجویان دانشگاه زنجان
و
گزارشی از وضعیت پزشکی اقای بروجردی
بین این همه خبر ناراحت کننده دو خبر خوشحال کننده هم بدم
مهندس حشمت الله طبرزدی آزاد شدند
همچنین

سورنا هاشمی، دانشجوی بازداشتی دانشگاه زنجان، با قرار وثیقه 200 میلیون تومانی، آزاد شد.
سورنا هاشمی بعد از هجوم نیروهای امنیتی به منزل پدریش در تاریخ 22 مرداد ماه، خود را به دادگاه انقلاب زنجان معرفی کرد و به مدت 15 روز در بازداشتگاه اطلاعات زنجان در زندان انفرادی به سر برده است و بعد از آن به زندان مرکزی زنجان منتقل شد. وی امروز سه شنبه، ساعت 7 عصر با قرار وثیقه 200 میلیون تومانی آزاد گردید.
هاشمی در ادامه بازداشت های دانشجویان دانشگاه زنجان بازداشت و مورد بازجویی قرار گرفته است.
لینک خبر:
http://www.alirezafiroozi.blogfa.com/
ای کاش
خاشاک خفته به راه باد می دانست
چه پاییز دست به داسی
کمر به قتل عام گندم و بابونه بسته است .
ای کاش
بوته ی بی وطن
به راه باد می دانست
چه آواره ی بی منزل بیابان و
چه سوختن به خاکستر چاله ای !
تو پیرم کردی ملا عمر
مگر مرا به جرم کدام حرام
از پیچ و تاب تازیانه ی باد آفریده اند
که در سرزمین تو زن زاده شده ام ؟
دیگر چه می خوانی ام به خاموشی وطن
من
سار سر بریده به بالای دار
زن
کتک خورده پستو نشین تو
تو
دستاربند حدزنان هار
فتوا نویس قلعه ی قندهار
دیگر چه می خواهی از کشتن بودا به بامیان
بلبل به باد غیس ... ؟
دریغا کبوتر کشان کهنه کار !
سلیمه به سنگسار و
خواهرم به خانه مرد ٫
کودکانم به کابل و
شویم ... کرانه های کویت .
پس ما مگر
مقابل کدام کتاب بی معجزه مرده ایم
که بی پناهی آدمی را
جز جرز دیوار و مزار زنده به گوران ندیده اید !
پس این برقع پوش کابلی
کی از پستوی هزار حجاب به در خواهد شد ؟
دریغا ملا عمر
ای کاش می دانستی
تو را نیز به گمانم زنی زاییده است .
(( سید علی صالحی ))
سكو را آماده كرده اند
ستون را هم
پيكر تراشان پنهانكار
پشت در هاي بسته
به كارند
فردا جرثقيل بزرگي مي آورند
ستون را بر سكو سوار مي كنند
پيكره را بر ما.
(حافظ موسوي)
در این باغ کوچک چرا
چرا صدای تبر قطع نمی شود چرا صدای افتادن ؟
تا کی به سوگ سروها بنشینیم تا کی به سوگ صنوبرها
در این باغ کوچک مگر چند سرو صنوبر هست
که دندان برنده ی تبر از شکستنشان سیر نمی شود ؟
دیری نیست همین جا
سه سرو فروغلتیده داشتیم
غزاله ، مختاری ، پوینده
چرا دوباره صدای تیر ، پس چرا ؟
پریروز گلشیری
دیروز رحمانی
امروز احمد شاملو یعنی هفتاد سال شعر مجسم
تا کی ، پس تا کی
این سروهای زنده این بانوان فرخنده مریم ، سیما ، فرزانه ، ایدا
در سوگ سروهای خفته سیاه بپوشند
و دل های صنوبریشان را
در اشک داغ به گرسنه ی ابدی ، خاک بچشانند
بس نیست ، نیست دیگر مگر چند سرو صنوبر ؟
دندانت بشکند تبر
احشایت بپوسد خاک ! خاکـ خاک بر سر
اما صدای تبر قطع نمی شود
در خواب و بیداری صدای تبر قطع نمی شود
و باغ کوچک ما می لرزد در خویش و می گرید در خویش
دختر یعقوب مهرنهاد

سالروز خاموشی شاملوی بزرگ را به تمامی هم میهنانم تسلیت می گم


آی
یاوه یاوه خلایق
مستید و منگ !!!
یا به تظاهر تزویر میکنید!
از شب هنوز مانده دو دانگی
...
" احمد شاملو "
امروز ثابت کردند که از مرده ی شاملو هم می ترسند...
مطلبی زیبا در این باره بخوانید از بهزاد مهرانی:
http://www.behzadmehrani.blogfa.com/
پای همه گلدسته ها دوباره اعدام صدا
دوباره مرگ گل سرخ دوباره ها دوباره ها
حریق سبز جنگلا به دست کبریت جنون
از کاشی های آبیمون سر زده فواره ی خون
حکم کمانگر هم تایید شد
شاید همین فردا خبر برسد...
خدایا کمک کن
طلب عفو از چه و به که ؟ / نامه اي از فرزاد کمانگر
به نام آزادي
تعريف دقيق جرم سياسي و پيرو آن زنداني سياسي در هيچ جاي قاموس حقوقي - کيفري جمهوري اسلامي مشخص نشده که به تابع آن در مظان هرگونه اتهام ناسره و نامربوط قراردادن شخصي که طبق استانداردهاي حقوقي معقول در جهان متهم سياسي به شمار مي آيد امري رايج باشد ، اساساً در جايي که بعضي ها خود را فراتر از قانون ميدانند ، بدون داشتن تحصيلات آکادميک حقوقي يا سياسي خود را بهترين و نادرترين سياستمداران و عالمان علم قضا به حساب مي آورند و عملکرد سياسي خود را نيز تنها آلترناتيو سياسي در زمان غيبت امام زمان (عج) دانسته و به طبع تمامي اقشار جامعه ايران را پيرو محض و مطيع سياستهاي خود پنداشته و نتيجتاً هيچ مسلک و شيوه سياسي را به رسميت نشناخته و بالاتر از آن براي بقيه آحاد ملت نيز مجاز و روا نميدانند . بنابراين جاي تعجب نيست که اين عده با فراق خاطر کامل کسي ديگر را به جز خود صاحب صلاحيت اظهار نظر در امور سياسي نداند مگر آنکه به تائيد يا تمجيد رياکارانه از آنها پرداخته و اظهار علني هيستريک حمايت خود را از سياستهاي رسمي اين طبقه دستمايه سوداي رسواي خويش قرار دهد ...
به ادامه ی مطلب رجوع کنید
خبرگزاری دیده بان حقوق بشر کردستان:
یک معلم دهگلانی به نام"انور حسین پناهی" به اتهام "محاربه" به اعدام محکوم شده است.وی از معلمان و فعالان فرهنگي شهرستان دهگلان بوده که در روز 15 آبان ماه سال گذشته از سوي نيروهاي امنيتي به اتهام اقدام عليه امنيت کشور بازداشت شده بود...
به ادامه ی مطلب رجوع کنید
خاکم به سر! زغصه بسر خاک اگر کنم
خاک وطن که رفت چه خاکی بسر کنم؟

برگزاری مراسم بزرگداشت ۱۸ تیر
۱۸ تیر
تهران
رو به روی دانشگاه تهران
نامه ی تنهای دانشجوی باقی مانده در زندان رژیم پس از آن روز بزرگ:
انتشار: فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران
پیام بهروز جاوید طهرانی بمناسبت سالگرد قیام دانشجویان در 18 تیر 1378
کار ناتمام
بنام سعادت ملت ایران،
بهار سال 1378 را فکر نمی کنم کسی از خاطر برده باشد. حدود 2 سال از روی کار آمدن اصلاح طلبان می گذشت و تقریبا دیگر همۀ کسانی که به اصطلاح به اصلاح این سیستم امیدی داشتند فهمیده بودند که این سیستم اصلاح پذیر نیست. اگر کسی هم هنوز از اصلاحات دم می زد حتما سری در آبشخور حکومت داشت.
در همان بهار بود که تراژدی دشنه آجین شدن فروهرها و پس از آن رو شدن جریان قتل های زنجیره ای توسط مسئولین وزارت اطلاعات ،خون مردم از جمله دانشجویان را به جوش آورده بود. آن موقع تعطیلی روزنامه ای هم کافی بود تا تحصن دانشجویان را کلید بزند . من بهترین روزهای زندگی خویش را در تیرماه سال 78 تجربه کردم. در آن تاریخ همۀ ما جوانان ایرانی عقدۀ یک صد ساله دیکتاتوری را فریاد کردیم.
ما نشان دادیم دیکتاتوری در لباس مذهب را هم شناسائی کرده ایم و دیگر روحانیت نمی تواند بر سر سفره اربابی بنیشیند و مرغ اربابی را بر ملت حرام کند.
ما در 18 تیر 1378 قدرت توده ها را به آخوندی که فکر می کردبا پلیسی شدن جامعه دیگر صدا از کسی در نمی آید نشان دادیم. رژیم به شیوۀ کثیفی متوسل شد. خامنه ای برای مظلوم نمائی در پشت تلویزیون گریه کرد و عوامل وی نیز مزدورانی استخدام کردند تا به اموال خصوصی و عمومی آسیب برسانند. خیلی از این مزدوران و اوباش را من در پی 9 سال در زندان دیده ام و از آنها دست خط گرفته ام.که به تحریک کدام بسیجی و حکومتی مورد اجتماع جوانان و دانشجویان شدند تا منظر آنان را در جامعه خراب کنند، با همۀ این احوال ما کاری را آغاز کردیم که اکنون نیمه تمام مانده است.
ما تمام نیرنگهای دشمن را دیدیم و شناختیم اکنون وقت آن است که با تمام قوا و هوشیاری کاری که 9 سال پیش آغاز نمودیم را به پایان برسانیم.
دانشجویان،جوانان و مردم ایران؛ نهمین سالگرد قیام دانشجویان را با حضور در مقابل کوی دانشگاه و با بر افروختن شمع وقرار دادن گلهای سرخ این روز را به روز اعتراض به سرکوب دانشجویان در ایران تبدیل کنید و به رژیم اجازه ندهید با ایجاد فضای رعب و وحشت مانع برگزاری مراسم گرامیداشت 18 تیر شود.
پایدار وطن همیشه،
بهروز جاوید طهرانی
تنها زندانی بازمانده از قیام دانشجویان در 18 تیر 1378
زندان رجائی شهر کرج (گوهردشت ) فرعی 5
12 تیر 1387